تبلیغات
قابوسنامه - آینه ها در قدیم

آینه ها در قدیم

سه شنبه 15 دی 1388 11:53 ق.ظ

نویسنده : پارسا قابوسی
ارسال شده در: فیزیک ،
آینه ها در ادامه مطلب
آینه ها
 
مصر
مدارك تاریخی مربوط به تمدن مصر به 3100 پیش از میلاد مسیح برمی گردد. به نظر می رسد كه آینه در مصر یك دارایی ارزشمند و پر استفاده بوده و كاركرد نمادین داشته ست.پیش از ساخته شدن آینه های فلزی و شیشه ای، نخستین آینه چهره نما، آب بود.
اما قطعا نگریستن در این آینه كار چندان ساده ای نیست. زیرا فرد برای دیدن چهره خود مجبور است از بالا به سطح آب نگاه كند.ضمن اینكه هرگز نمی تواند اندام و پوشاك خود را به شكل تمام قد ببیند.دشواری اصلی آب افقی بودن آن است.مصریان در عصر ماقبل شاهی توانستند آب را از سطح افقی به عمودی بچرخانند! آنان لوحه های سنگی را بر دیوار نصب می كردند و بر آن آب می پاشیدند.این لوحه ها تابناكی و شفافیتی همچون شیشه داشتند.
مصریان در صیقل دادن مس و طلا و نقره به وسیله شن و ماسه های آمیخته با ذرات بلور مهارت بسیاری داشتند. مس، و گه گاه طلا ، فلزاتی بودند كه برای ساخت آینه مورد استفاده قرار می گرفتند. اما آینه نقره ای بهترین و مناسب ترین آینه برای چهره آرایی است.زیرا كمترین دخالت را در رنگ تصاویر انعكاس یافته می كند. آرایش صورت در مصر ابداع شد.این كار در آغاز به منظور جلوگیری از آفتاب سوختگی به ویژه در حاشیه چشم ها انجام می گرفت.سایه پشت پلك پیش و بیش از آنكه جنبه زیبندگی داشته باشد یك ضرورت بود.
قدیمی ترین آینه های فلزی كشف شده در مصر باستان آینه هایی است كه از گورهای نخستین خاندان های مصری(2920-2770 ق.م) به دست آمده است.این آینه های مسین، گلابی شكل و دسته دارهستند.اگرچه این آینه ها در مصر كشف شده اند گفته می شود كه صاحبان اصلی آنها "هیتی ها" هستند.زیرا فرم گلابی بعدها در آینه های مصری دیده نشده است حال آنكه این فرم در نمونه های بعدیِ به دست آمده از گورهای هیتی دیده شده است آینه های مصری از چهارمین دوران پادشاهی این سرزمین(2415-2557 ق.م) به بعد به صورت دایره های مسین كم و بیش مسطحی در آمدند كه طلوع و غروب خورشید را آنگونه كه بر خط افق نمایان می شود به صورت منكسر و تغییر یافته باز می تابانند.(پهنای آنها در حدود یك پنجمِ نسبت تقریبی خط افق به عمود در نمونه معمولی یك آینه دستی مصری بود.) این آینه ها بیشتر در راستای هدایت نور خورشید به سمت مكان های تاریكی همچون گورها و گنبدهای فراز آنها به كار می رفتند.این قرص های صیقلی تابناك،درخششی چونان خورشید داشتند.پس چندان شگفت نبود كه مقدس و متبرك به شمار می رفتند و همراه با مردگان دفن می شدند.از آنجایی كه آینه منعكس كننده چهره انسان است احتمالا مصریان بر این باور بودند كه اگر آینه را زیر سر مرده در گور قرار دهند، روح ( "كا" یا همان همزاد) خواهد توانست از آینه عبور كند و به ملاقات خدا برود. بعدها در گورهای ساده تر نمونه های چوبی كه بر آنها نوشته هایی درباره زایش مجدد انسان و تصاویری از دایره خورشید حكاكی شده بود جایگزین آینه های فلزی ذیقیمت شد.
 
چین
چینی ها فلزكاری و صنعتگری را با اسطوره و افسانه درآمیختند.گرچه این یك اصل جهان شمول است كه علم اساسا ریشه در افسانه دارد ، اما در تمدن چینی این دو هرگز كاملا از یكدیگر تفكیك نشدند.چینی ها جوهر بصری آینه را پیش از یونانی ها درك كرده بودند.در اسناد فنی به جا مانده از قرن چهارم ق.م –مو چینگ- وصف انواع آینه های محدب و مقعر آمده است.در این منابع اشاره شده كه :" اگر یك فرد روی یك آینه مسطح بایستد و از بالا به خود نگاه كند درخواهد یافت كه تصویرش وارونه است " و در ادامه :
"هر آینه مسطحی تنها یك تصویر دارد.انعكاسِ شكل ، جهت ،رنگ ؛سیاهی/سفیدی ،‌فاصله؛ دوری/ نزدیكی، حالت؛آویخته/ایستاده ی تصاویر جملگی به موقعیت سوژه و منبع تابش نور بستگی دارد.اگر دو آینه را به صورت كج(با زاویه باز یا بسته) در كنار هم قرار دهیم دو آینه تصویر یكدیگر را منعكس می كنند."
جزئیاتی مربوط به آینه های محدب و مقعر كه در نوع خود نشان دهنده فن آوری های تجربی پیچیده ای هستند نیز بدین وسیله شرح داده می شوند.چینی ها از زمان های دور برای روشن كردن مسافت های طولانی از تاباندن نور بر آینه های محدب استفاده می كردند.این آینه ها همچنین برای افروختن آتش نیز به كار می رفت.
چینی ها از سده چهارم پیش از میلاد تجارب و تدابیر حساب شده ای را به كار می گرفتند كه آنان را به طور كلی از یونانی ها متمایز می كرد.با مطالعه اثر عظیم جوزف نیدهام (دانش و تمدن در چین)پی می بریم كه چینی ها پیش از یونانیان به ویژه در زمینه برنز به تكنولوژی پیشرفته ای دست یافته بوده اند.این آینه ها كه به صورت محدب و با قطر كم ساخته می شدند انبوهی از نمادهای فلسفی و مذهبی را با خود به همراه داشتند.شكل دوار این آینه ها نشانی از دایره كیهانی آسمان بود و درخشش آنها نمادی از شعور هستی.این آینه های گیتی نما به ویژه در مكاتب "یان" و "یین" غالبا واجد مفهوم زمان و مكان و برآیندی از نظام هماهنگ هستی بود كه بر مبنای ایجاد تعادل میان قطب های متضاد روشنایی و تاریكی، سرما و گرما و زن و مرد شكل می گرفت.
تاریخ آینه های چینی و نمادپردازی های مربوط به آن در كتاب"آینه و انسان " اثر "بنیامین گلدبرگ" به سال 1985 به طور دقیق آمده است.این آینه ها جلوه ای از معبد بودند و هدایایی گرانبها به شمار می رفتند.به همین خاطر بود كه در سال 673 پیش از میلاد امپراتور چین به ملكه حلقه بزرگی از آینه هدیه داد.آینه در زندگی افرادی كه به طبقات بالای اجتماع تعلق داشتند اهمیت بیشتری داشت.زیرا آنان اغلب از كلاه ها و سرپوش هایی استفاده می كردند كه نیاز به توجه مداوم داشت.
نوشته های حكاكی شده بر آینه های باستانی چینی به وسیله "برن هارد كارلگرِن"(1934) جمع آوری و فهرست بندی شده است.این نوشته ها حاوی سمبول های ستاره شناختی، طالع بینی و احكام و دستورهای اخلاقی است.برخی از آینه ها سمبول ازدواج بودند.تصاویر كلاغ بر روی این آینه ها ریشه در افسانه ای قدیمی داشت .این افسانه ، حكایت عاشق و معشوقی بود كه زمانی به اجبار از یكدیگر جدا می شوند.آنها آینه را دو نیمه می كنند ، هر نیمه را یك نفر برداشته قول می دهد كه به دیگری متعهد بماند.اما هنگامی كه دختر شرط وفاداری را زیر پا می گذارد نیمه متعلق به او تبدیل به كلاغی سیاه می شود و به سوی همسر پرواز كرده رازش را فاش می كند.
آینه به عنوان سمبول وفاداری ریشه در اندیشه فلاسفه باستان دارد .آنان معتقد بودند كه آینه نقاب چهره فرد را در رویارویی با جهانِ بیرون، می درد.بنابراین نگریستن در آینه آدمی را به درجه ای از خودآگاهی و اشراف به خویشتن می رساند و باعث پالایش او می شود.فلاسفه چینی انعكاس های آینه را با مراقبه ذهنی مقایسه می كنند و آن را در كنار مفهوم غور و تعمق قرار می دهند."چوانگ تزو"(350 ق.م)آینه را با آرامش و قرار ذهنی مطابقت می دهد .ذهن فلاسفه نیز همچون آینه نه می افزاید و نه می كاهد ؛زیبایی ، زشتی ، خشم و نفرت را به همان صورت كه هست بازتاب می دهد و از آنچه منعكس می كند اثری نمی پذیرد.
آینه در تفكر چینی دارای "جوهر حیاتی آفرینش" بود و در معابد به آن حرمت می گذاشتند.چینی ها حتا باور داشتند كه آینه می تواند اندام های داخلی بدن را نشان دهد."شی هوانگ تی" امپراتور چینی آینه ای داشت به نام "چاو كو پاو" ؛یعنی آینه ای كه استخوان های بدن را آشكار می كند.آینه های دیگری هم بودند كه به باور چینی ها می توانستند اشعه ایكس را كه دارای نیروی شفابخش است منعكس كنند .این آینه ها همچنین ارواح خبیث شیاطین را به شكل حیوانات زشت رو آشكار می كنند.شرح این آینه ها در كتابی به نام"مداركی از آینه های قدیمی" اثر "وانگ تو" آمده است."وانگ تو" از سوی دانشمندی به نام "هئو شینگ" آینه ای دریافت می كند كه خاصیت آن دفع ارواح خبیثه بوده است. این آینه داستان مفصلی دارد. از ویژگی های اصلی آن درخشش در تاریكی ، شفای بیماران و طاعون زدگان ، و مسخر ساختن دریا در هنگام طوفان است.اینها آینه های جادویی قدرتمندی بودند.
"تئون-كوانگ-كی یِن" آینه ای است كه اجازه می دهد نور از آن عبور كند.زمانی كه "وانگ تو" آینه را گرفت "هئوشینگ" به او گفت: هرگاه نور آفتاب بر این آینه بتابد جوهر نوشته های آن (منظور نوشته های پشت آینه است) به تصویری كه منعكس می كند راه می یابد.اكنون ما می دا نیم منظور او چه بوده است.آینه ای كه تحت عنوان آینه TVL از آن یاد می شود در واقع محل تلاقی افسانه و علم بود.جوزف نیدهام راز پشتِ صیقلی این آینه های برنزی را افشا می كند.نمادهای كیهانی چندی بر این آینه ها تصویر شده اند كه به نظر می رسد با حروف TوVوL طراحی شده اند.L نمادی از چهار جهت دایره است.V به چهار گوشه هستی و آغاز چهار فصل اشاره دارد و T احتمالا به پرده درونی دروازه ای دلالت دارد كه افراد از آن به سوی امپراتور هدایت می شدند.مشابه طرح TVL بر ساعت های آفتابی چین باستان نیز دیده شده است.در فن پیشگویی lui-po كه ابداع آن را به چینیان نسبت می دهند ، در علم و در مكاتب نهان-گرایانه نیز این رمزها را یه گونه ای پیچیده و درهم بافته مشاهده می كنیم...
آینه های بسیار مشهور و پر قدمت افسانه ای در چین و ژاپن مشخصه ممتازشان بازتاباندن طرح هایی قابل رویت بر دیوار یا پرده روبرو بود.درست تا اواخر قرن نوزدهم تصور غالب این بود كه نور در فلز نفوذ می كند. بنابراین در منابع چینی متعلق به قرن یازدهم می خوانیم:
"بدون تردید آینه هایی وجود دارند كه نور می تواند از‌ آنها عبور كند.بر این آینه ها در حدود بیست حرف به سبك باستان حكاكی شده است كه غیر قابل تاویل هستند.اگر این آینه در معرض تابش نور قرار گیرد با وجود اینكه حروف جملگی در پشت آینه حك شده اند از آن عبور می كنند و بر دیوار روبرو انعكاس یافته به وضوح دیده می شوند.افرادی كه درباره علت این پدیده بحث می كنند معتقدند در هنگام ساخت این آینه قسمت هایی كه ضخامت كمتری داشته اند زودتر سرد می شده اند و بخش هایی از پشت آینه كه طرح هایی بر آن حك شده بوده به دلیل ضخامت بیشتر دیرتر . در نتیجه برنز كمی چین می خورده است. بنابراین گرچه این حروف پشت آینه حك شده بوده اند بر روی آن هم خطوط محو و ظریفی دیده می شده است.البته این خطوط نازك تر از آنند كه با چشم غیرمسلح دیده شوند."
در قرن پنجم میلادی "ووچیو یین" این پدیده را مربوط به نا صافی های غیر قابل رویتی بر سطح بعضی انواع فلزات می دانست. "سِر دیوید بروستر" به سال 1832 دلیل آن را تراكم های متفاوت می دانست.تا اینكه سرانجام دو فیزیكدان انگلیسی "و.ای.آیًرتون" و " جی.پِری"(كسی كه الكتریسیته را به ژاپنی ها شناساند) راز این آینه ها را كشف كردند.آنان دریافتند كه پشت این آینه ها شیارهای عمیقی وجود دارد كه بر پرده روبرو منعكس می شود.بر روی این آینه ها با یك كاردك كار شده است.قسمت های نازك تر انعطاف بیشتری دارند و در نتیجه روی آنها كمتر كار می شود. به این ترتیب آینه اندكی حالت محدب به خود می گیرد. تغییرات خفیفی كه در زاویه ایجاد می شود به عنوان اهرم های نوری عمل می كند و نور انعكاس یافته را به طور كامل به سمت دیواری می گرداند كه بر آن تصاویر تولید می شود. ناصافی ها ظریف تر از آن است كه روی سطح آینه به چشم بیاید. آینه های جادویی مانند ساندویچ ساخته می شدند.به نحوی كه شیارها در میانه آینه قرار می گرفت.نمونه های مدرن این آینه ها امروز هم در چین وجود دارند.
 
ژاپن
قدیمی ترین آینه های ژاپنی تحت تاثیر طرح های چینی ساخته شدند.این آینه ها برای انتقال مفهوم احترام و حق شناسی نسبت به طبیعت در آئین شینتو به كار می رفتند.آینه های فلزی در ژاپن تا قرن نوزدهم یعنی هنگامی كه ژاپن مرزهایش را به روی جهان گشود و از انزوا دست كشید ، ساخته می شد.پس از آن ژاپن هم مانند سایر كشور ها آینه های شیشه ای را جایگزین آینه های فلزی كرد.
افسانه های ژاپنی مربوط به آینه به دوران استیلای مذهب شینتو برمی گردد.شینتو فاقد هر گونه ایدئولوژی یا الاهیات مدون است.عبادات و ممارست های مربوط به این آئین صرفا در راستای برانگیختن احساس احترام و حق شناسی است. نماد مجسم و ملموس حضور خداوند در این آئین ، آینه" آماتراسو اومیكامی" – الاهه خورشید-بود. "بنیامین گلدبرگ" خاستگاه اصلی این باور را با اشاره به یك افسانه قدیمی شرح می دهد:
"روزی آماتراسو از رفتار بی ادبانه الاهه دوزخ كه خود را در غاری واقع در بهشت حبس كرده ، زمین را در تاریكی فروبرده بود خشمگین شد.سپس در حالیكه به شدت آزرده خاطر شده بود تعدادی ا زخدایان را بر تپه ای در بهشت برین گرد آورد تا درباره بیرون كشیدن الاهه از مخفیگاه اش چاره ای بیندیشند.آنان آتشی افروختند و گرد آن رقص كنان عشاء ربانی را از بر خواندند.اما بی فایده بود.سرانجام تصمیم گرفتند دو تن از خدایان را به ساختن آینه ای كه فلز آن از كوهی مقدس استخراج شده بود واداراند.سپس در حالیكه بیرون از غار ایستاده بودند ، به طرزی اغواگرانه آینه و زیبایی و بی آلایشی آن را وصف كردند و درباره اینكه این آینه ارزشمند تنها از آنِ فردی عالیقدر تواند بود سخن گفتند و او را به گشودن غار و ستاندن آینه دعوت كردند.آماتراسو با صدای بلند به خود گفت: نمی دانم چگونه خدایی می تواند از عیش و نوش لذت ببرد در حالیكه جهان به واسطه سرخوشی او در تاریكی فرو رفته است؟الاهه دوزخ به آرامی درِ غار را گشود و خودش را نشان داد.در آن لحظه آینه ای كه مقابل درِ غار تعبیه شده بود تصویر درخشان الاهه را منعكس ساخت.سپس یكی از خدایان مذكر به سوی او رفت و الاهه را به بیرون غار دعوت كرد تا او زمین را درباره روشن كند."
آماتراسو از آن پس به نسل خود اعلام كرد كه آینه را چنان ارج بگذارید كه گویی روح عالیقدر ماست.و به همان سان كه او به ما حرمت می نهد تكریم اش كنید.و با درخشش نابی كه از سطح آن ساطع می شود بر سرزمین خود فرمان برانید.
این افسانه تا قرن ششم كه در منابع مكتوب به ثبت رسید به مرور رو به فراموشی گذاشت.اما ژاپنی ها همواره آینه را چونان عناصر قدسی دیگر می ستایند.
 
یونان
آینه یا اسپكیولام در یونان دایره ای فلزی و باریك بود كه غالبا از برنز آمیخته با قلع ساخته می شد. این آینه ها اندكی محدب بودند یك سمت آن ها صیقلی بود و بر یك سمت دیگر آن طرح هایی حكاكی می شد.به نظر می رسد كه آینه های قدیمی یونانی برگرفته از نمونه های مصری است . دسته این آینه ها غالبا تندیس الاهه ها و به ویژه آفرودیت(الاهه عشق و زیبایی-م.) بود كه بر یك پایه استوار می شد.نمونه دیگری از آینه های یونانی آینه ای بود كه از دو دایره متصل به یكدیگر تشكیل شده بود.یكی از این دایره ها كه پوشش آن دیگری به شمار می رفت ، با طرح های برجسته نا محسوسی تزئین شده بود. گنومیدیز( ساقی خدایان-م.) ، پسر بچه ای كه عقاب او را می دزدد ، در حدود 400 ق.م نمونه خوبی از این نوع آینه های مصور است
بهترین و مهمترین اشاره ای که در اساطیر یونانی به آینه شده است در اسطوره نارسیس جوان است که با دیدن چهره خود در برکه شیفته خود می شود.بخش دیگری از افسانه نارسیس مربوط به حکایت نارسیس و اکو است که یک حوری زیبا روست.توماس بارفینچ (1868-1796) درباره این اسطوره می گوید:
اکو یک نقص بزرگ داشت ؛ او عاشق سخن گفتن بود اما در بحث و گفتگو اصرار داشت حرف آخر را او بزند. یک روز جونو به جستجوی شوهرش که فکر می کرد سرگرم حوریان دیگر است آمده بود که اکو را دید . اکو با او شروع به سخن گفتن کرد و آنقدر به این کار ادامه داد که حوریان توانستند از پیش چشم او بگریزند.وقتی جونو به این نکته پی برد به اکو گفت:
تو باید جزای فریب دادن من را با زبانت بدهی.تو تنها قادری که آخرین واژه را تکرار کنی حال آنکه از شروع گفتار عاجزی.
روزی اکو نارسیس را در حال شکار کردن تنها یافت.او قادر نبود توجه نارسیس را به خود جلب کند. اما هنگامی که نارسیس پرسید : چه کسیست اینجا؟ او پاسخ داد :اینجا نارسیس اطرافش را نگاه کرد کسی را ندید.گفت:بیرون بیا! اکو جواب داد :بیا. نارسیس دوباره پرسید چرا خودت را از من مخفی می کنی؟اکو همین پرسش را تکرار کرد و بیرون آمد تا دستش را به گردن نارسییس بیاویزد.نارسیس به عقب برگشت و در حالیکه شگفت زده شده بود فریاد کشید: دستت را بینداز! من ترجیح می دهم بمیرم تا اینکه با تو باشم.و اکو پاسخ داد:با تو باشم.اما اکو درخواستِ حوری را رد کرد و او را ترک گفت تا در تنهایی و اندوه بمیرد.
بازتاب صدا و انعکاس تصویر تنها موضوع مورد توجه ادبیات یونان نیست.ارسطو در این باره می گوید:
چرا صدا که به واسطه هوا منتقل می شود و در بستر آن شکل می گیرد فرم خود را به سرعت از دست می دهد حال آنکه همان هوا در برخورد با یک جِرم سخت به شکل پژواک بر می گردد و نه تنها تجزیه نمی شود بلکه ما آن را به وضوح می شنویم؟
آیا این به آن دلیل نیست که انکسار و شکست نور بر مبنای بازتاب است نه گسست؟بدین ترتیب موجودیت صدا تداوم می یابد و ما شاهد دو صورت متفاوت از یک فرم مشابه خواهیم بود . به این دلیل که بازتاب صدا در همان زاویه اتفاق می افتد پژواک صدا عین اصل آن است.
همچنان که کارل بویر اشاره می کند رویکرد ارسطو به صدا بر مبنای درک او از پدیده های دیداری است و بدین وسیله توضیح داده می شود.تجزیه و پراکندگی صدا در حین تصام شبیه انعکاس تصویر در یک آینه کوچک ناصاف است که فرم ها را به درستی منعکس نمی کند.قطعا جهت حرکت پژواک برگرفته از تصور به مراتب روشن تری از جهت انعکاس نور در آینه است.به هر روی فن آوری آینه نزد یونانیان (همچون سایر تمدن ها) ریشه در افسانه و جادو دارد


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 دی 1388 05:58 ب.ظ